عمق اضطراب و نگرانیت، عمق فاصله توست با خدا...
عمق اضطراب و نگرانیت، عمق فاصله توست با خدا...
یه چند روزه تا سرمو می ذارم رو بالش شروع می کنم به بزرگ شدن تا حدی که دست و پام از کره زمین میزنه بیرون تا میام از بزرگی بترکم شروع می کنم به کوچیک شدن تا حدی که دیگه قابل دید نیستم...جالبیش اینجاست که در خلال هر یک ازین لحظات تا چشممو باز می کنم میبینم همون قدیم که بودم...و متاسفانه این چرخه تا موقع طلوع آفتاب ادامه داره...کسی میدونه من چمه؟
ماه و صحرا و سـتاره ، نقــره بـارون پرنده
اگه مهتابی نباشه ، پای چشمه کی می خنده ؟
اگه دست مهربون شاخه های گل نباشه
دیگه بارون به تمنای زمین دل نمی بنده !
چقدر کم داره چشمه اگه بارونی نباشه
اگه پای چشمه این بیدای مجنون نباشه !
بید محنون هم که باشه به چه دردی می خوره ؟
اگه یه پرنده رو شاخه ها مهمون نباشه
یه نفس پرنده شو، قناری ها رو پر بده
از بهاری که قرار برسه خبر بده
بگو از رفتن و موندن چه خبر ؟
بگو از تو ، بگو از من چه خبر ؟!
Home | Archive | Contact US | Facebook